![]() |
![]() |
|
| زندگی کوتاهتر از آن است که عشق ورزیدن را برای لحظه آخر بگذاریم... |
|
سامولیک کار خاصی نداشتم فقط اومدم لباس عیده وبلاگیمو ![]() عید اومده عید اومده بهـــــــــــــــــــاره ![]() ۱. حس آپیدنم اومد ، منم که صرفه جـــــو ، گفتم ادامه ی پست قبلی استفاده کنم پست جدید حروم نکنم
منم زین پس راه مهساییمو پیش میگیرم جای شما بی معرفتا احوال وبلاگیمو میپرسم، اینخده دوجش دالـــــــــــــــــم
.. .. ... ببخشید یهو من احساساتی شدم...۲. خوب چه خبر ؟!؟ لباس عیدی خریدین...
... (دیگه کم مونده بود برم تو بوتیکایی که لباس بچگونه دارن... ... که این روزام کل خیابونارو تصاحب کردن ،واسه متی و سمانه لباس بخریم قبول نمیکنه ۳. راستی یکی دو هفته پیش با بروبچ دانشگاه شمال (همکلاسی های سمانه) رفتیم اردو...
۴. قراره بریم مسافرت ؛ زنجان، کردستان ، اصفهان و ... ...
... همچین علاقه ای ندارم ولی کردستانو دوس دارم جای خرید زیاد داره... ۵.امروزم پرستار ایلی جونی بودم
۶. آها یه چیزه مهم ، فقط ۲ روز از سال ۸۷ مونده، میخواستم تو این آپ از همتون حلالیت بطلبم..
۷. دیگههه چیزی واسه گفتن ندارم ، و در آخر:
پروردگارا: (این پروردگارا رو با همون لفظ خاص بخونین
۸. آمـــــــــــــــــــــیـن ۹. بازم آمـــــــــــــــــین
۱۰. و من همچنان آمین گویان از همگی خداحافظی می کنم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط ستاره !!! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
...........سلام .............
........من ستاره ........... ...عشق زبان انگلیسی ... .....و معماری داخلی ...... ..ولی IT می خونم D: .... و مهم اینکه....عاشق خاطره های قشنگمم واسه همینم اینجارو ساختم تا با نوشتنشون باعث زنده موندشون بشم ..... دیگه اینکه ... دارم می نویسم تا ... تا بیشتر یاد بگیرم..... !! ......!!!....So....!!!.... >>>> HeLp Me <<<< |
|
RSS
|