1. به موسوی رأی می دهم چون اکثریت قریب به اتفاق آنها که زمان نخست وزیری او را به یاد دارند، هنوز خاطره ی خوش مدیریت موفق او را از یاد نبرده اند. مردی که در دهه ی چهارم عمرش یک کشور در حال جنگ را به شایستگی اداره می کند، بدون شک در دهه ی ششم زندگی اش برای ادراه ی ایرانِ در حال بحران، مناسب ترین است.
2. به موسوی رأی می دهم چون معتقدم جغرافیای سیاسی حاکم بر ایران چنان است که در شرایط حاضر، هیچ فردی با گفتمان برآمده از دوم خرداد 76، اقبال تکیه بر مسند ریاست جمهوری را ندارد. این بی اقبالی البته بدین سبب نیست که مردم از این گفتمان روی گردانده اند، بلکه به سبب وجود پرقدرت همان عواملی است که شیخ اصلاحات آنها را «امدادهای غیبی» می نامد.
3. به موسوی رأی می دهم چون حضور او در «حزب پادگانی» شکافی عمیق انداخته و بزرگ ترین تهدید انتخابات سالم را تا حدی خنثی ساخته است. پایگاه رأی و مخاطبان این حزب، از آنجا که تعلقی عاطفی به دوران جنگ و نخست وزیر محبوب آن دوران دارند، دیگر به راحتی تن با مهندسی آرا نمی دهند و حاضر نیستند در جفای احتمالی در حق فرزند معنوی امام و نخست وزیر محبوب او شرکت کنند.
4. به موسوی رأی می دهم چون صاحب گفتمانی جدید و جریان ساز است؛ گفتمانی که نه در دنباله روی از خاتمی خلاصه می شود، نه با نظام فکری هاشمی تطابق دارد، و نه قابل مقایسه با دیدگاه احمدی نژاد است. گفتمانی است که عدالت در آن قدر دیده، بر صدر می نشیند، اما نه تنها عرصه را بر آزادی و قانون تنگ نمی کند، بلکه آن دو را مقدمه ی واجب برای این آرمان می داند؛ گفتمانی که به ایثار و شهادت ارج مینهد اما عقلانیت و تدبیر را در پای کاریکاتور آنها ذبح نمی کند؛ گفتمانی که از اندیشه های امام خمینی بیشترین بهره را می برد، اما نقش زمان و مکان را در تفسیر آرای او از یاد نمی برد؛ و گفتمانی
که ارزش های اصیل دینی را پاس می دارد، اما از آنها چماقی برای سرکوب نمی سازد.
5. به موسوی رأی می دهم چون پیش بینی پذیر است و به راحتی می توانم حدس بزنم چه کارهایی از او برمی آید و انجامش می دهد و چه رفتارهایی را باور ندارد و انجام نمی دهد. یکی از بدترین ویژگی های یک مدیر این است که نتوانی پیش بینی کنی که اگر فلان رخداد و بهمان بحران پیش رویش سبز شد، چه طیف از واکنش ها را می توان از او انتظار داشت.
6. به موسوی رأی می دهم چون در گفتارش صریح است و خوش آمد و بدآمد کسی را در نظر نمی گیرد. صاف و پوست کنده می گوید گشت های ارشاد را جمع می کنم، نظارت استصوابی را قبول ندارم، ملیمذهبی ها را خائن نمی دانم، به فعالیت تشکل های دانشجوییِ فاقد پسوند «اسلامی» باور دارم، به پیشرفت فناوری هسته ای پای بندم، فرهنگ جهاد و شهادت را پاس می دارم، اصول انقلاب اسلامی را فراموش نمی کنم، به ولایت فقیه پای بندم و ... .
می توان با تعدادی از این گزاره ها موافق بود و با بعضی مخالف؛ اما تکلیفت با کسی که می خواهی از او حمایت کنی و به او رأی دهی روشن است. شفافیت و یک رنگی کالایی است که در جمهوری اسلامی، سخت نایاب شده است و وجود آن در موسوی را باید بر چشم نهاد!

موسوي درباره انتخاب رنگ سبز به عنوان نماد انتخاباتي خود نيز گفت:
رنگ سبز نماد اهل بيت و پرچم امام علي (ع) است و در نبود رسانه ملي بهترين رسانه براي ماست تا مظلوميت خود را به گوش همگان برسانيم و البته رنگ سبز به معناي متعهد بودن به اصول نيز هست.
پرسش و پاسخ از مهندس میرحسین موسوی