تبليغاتX
1ღஜღستـــاره و 7 آســــــــــمونღஜღ
زندگی کوتاهتر از آن است که عشق ورزیدن را برای لحظه آخر بگذاریم...
 

 

 یا مقلب القلوب والبصار

یا مدبر الّلیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

     

 ساقيا آمدن عيد مبارک بادت
وان مواعيد که کردی مرواد از يادت

در شگفتم که درين مدتِ ايام فراق
برگرفتی ز حريفان دل و دل می‌دادت   

برسان بندگی دختر رز گو بدر آی
که دم همت ما کرد ز بند آزادت

شادی مجلسيان در قدم و مقدم توست
جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت

شکر ايزد که ز تاراج خزان رخنه نيافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات باز آورد
طالع نامور و دولت مادرزادت

حافظ (ستاره ) از دست مده دولت اين کشتی نوح
ورنه طوفان حوادث ببرد بنيادت

                                                                                                                       

یه تبریک مخصوص واسه ایلی جونــــــــی که اولین عیدشه

 این شعرم تقدیم به مامی جونم

برقرار باشی و سبز

 گلِ من تــــازه بمون

نفســــــم پیـــشکشه تو

 جــــای من زنـــده بمـــون

باغ دل بــــــــــی تو خــــــزون

موندنـــی بــــــــاش مهربـــــــون

تو که از خودِ منــــــــــــــــــــــی

مــنو از خــــــودت بــــــدون

غزل و قـافیه بــــــــی تو

همه رنگــــــه انتظـــاره

این همه شعر و تـرانه

همه بی عطر و بهاره

موندنــی بـاشی همیشه

لب پـاییزو نبــــوســــی

نشه پرپر شــــــی عـــــزیزم

مهربــــــون گلـــم نپوســـــــی

 

انیشتین بر سر سفره هفت سین دکتر حسابی

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خاطرات مهندس ایرج حسابی

خیلی جالبه که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش رو به جهانیان معرفی کنه.

   امیدوارم ساله خوبی برا هممون باشه 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 7:23 بعد از ظهر  توسط ستاره !!! | 


سامولیک


کار خاصی نداشتم فقط اومدم لباس عیده وبلاگیمو تنش کنم و برم

عید اومده عید اومده بهـــــــــــــــــــاره
 
 

 
۱. حس آپیدنم اومد ، منم که صرفه جـــــو ، گفتم ادامه ی پست قبلی استفاده کنم پست جدید حروم نکنم خوبین خوشین؟!؟! اه اصن من چرا هربار احوالاته شمارو میپرسم محض رضای خدا یکیتون نیومد یه بار بگه شکر خدا خوبم  یا مرسی ستاره جونیییییی که احوالاتمونو میپرسی.......
منم زین پس راه مهساییمو پیش میگیرم جای شما بی معرفتا احوال وبلاگیمو میپرسم، اینخده دوجش دالـــــــــــــــــم عجقمه.. ....... ببخشید یهو من احساساتی شدم......
 
۲. خوب چه خبر ؟!؟ لباس عیدی خریدین...... ما که مد پُدو  گذاشتیم کنار و زدیم تو تیریپ متانت   ولی خداییش چقدر سخته بخوای یه چیزی که هم شیک باشه هم جدید  ولی ازین جینگول مینگولایی که مد میشه نباشه بخری ، دقیقآ یه هفته هر روز میرفتم بیرون هربارم بیشتر از یه چیز نمیتونستم بخرم ، واسه شلوار که دیگه  خیلـــــــی اذیت شدم (احسنت بر من که بعده ۱ ماه رژیم چاقی گرفتن لاغر تر شدم... ...تاجایی که کوچیکترین سایز شلوارا واسم گشاد بود... ...)  مردم تا بالاخره دیشب بعد ۳روز گشتن چیزی که میخواستمو پیدا کردم...... (دیگه کم مونده بود برم تو بوتیکایی که لباس بچگونه دارن... ... ) اگه بدونی تو بوتیکه کیییییی ؟!!...... دمم گرم با یکی رفتم که یه زده حاله اساسیم بش زدم..... چیقده البسه گرون شده ۴تا تیکه لباس شد ۲۰۰ ، هی به مامان میگم بریم ازین حراجی ها...... که این روزام کل خیابونارو تصاحب کردن ،واسه متی و سمانه لباس بخریم قبول نمیکنه  به قول شاعر فرزند کمتر لباس عیدی گرانتر  اگه این اضافی ها نبودن من میتونسم قد ۳تاییمون  خرج کنم  ، چیقده آبی بهم میاد...  ...من نمیگماااااا همه میگن......
 
۳. راستی یکی دو هفته پیش با بروبچ دانشگاه شمال (همکلاسی های سمانه) رفتیم اردو... ... خیلی حال داد ولی اردوی قبلی خـــــــــــــلی باحالتر بود (هــــــــــااا؟!؟! آره تو اردوهای قبلیشونم بودم). خیلی بچه هاشون باحالن قبله اینکه سمانه بهم بگه قراره برن اردو همکلاسیهاش بهم خبر میدن......  حالا اگه حسش بود بعدآ یکی از عکسای اردومونو میذارم دلتون بســــــوزه  خیلی بچه های باحالین جو صمیمی ای دارن واسه همینم خیلی بهمون خوش میگذره منم تصمیم گرفتم تا جای جوش زدن واسه هماهنگ کردن همکلاسی های بی بخارمون...... با اینا برم اردو بیشترم خوش میگذره ......( اِ اِ اِ چرا بهت بر میخوره خو راس میگم دیگه همتون بی بخارین... ...)
۴. قراره بریم مسافرت ؛ زنجان، کردستان ، اصفهان و ...   ......  همچین علاقه ای ندارم ولی کردستانو دوس دارم  جای خرید زیاد داره...... (منو صبح بندازیم تو بازار شب به زور برمیگردم.... چرا اینطوری نیگا میکنی خو خرید دوس دارم دیگه... ...) زنجانو هم دوس دارم یکی از دوستای بابا زنجانیه ،حالا حال میده واسمون مهمون بیاد بد ضده حال می خوریمااااااااااا.
 
 ۵.امروزم پرستار ایلی جونی بودم .
 
 ۶. آها یه چیزه مهم ، فقط ۲ روز از سال ۸۷ مونده، میخواستم تو این آپ از همتون حلالیت بطلبم.... خدارو چه دیدی شاید کارمون به آپ بعدی نرسید  نامردی اگه چیزی ازم دیده باشی و این آخره سالی حلالم نکنی منم سعیمو میکنم اگه از دنیا رفتم بیام تو خوابت و از جایگام تو بهشت برات بگم....
 
۷. دیگههه چیزی واسه گفتن ندارم ، و در آخر:
 
پروردگارا: (این پروردگارا رو با همون لفظ خاص بخونین) آرزو می کنم  خدا به کسب و کاره همه ی دوستان و آشنایان علی الخصوص اقوام نزدیک این مرحوم نه ببخشید این محروم برکت بده.... و جیباشون پر پول بفرمـــــــــا تا به مام عیدی های حسابی بماسه

۸. آمـــــــــــــــــــــیـن
۹. بازم آمـــــــــــــــــین
 
۱۰. و من همچنان آمین گویان از همگی خداحافظی می کنم ...........
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط ستاره !!! | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
...........سلام .............

........من ستاره ...........

...عشق زبان انگلیسی ...

.....و معماری داخلی ......

..ولی IT می خونم D: ....

و مهم اینکه....عاشق خاطره های قشنگمم واسه همینم اینجارو ساختم تا با نوشتنشون باعث زنده موندشون بشم .....

دیگه اینکه ... دارم می نویسم تا ... تا بیشتر یاد بگیرم..... !!

......!!!....So....!!!....

>>>> HeLp Me <<<<


پیوندهای روزانه
کامران و هومن با نرگس جونم
کامران و هومن با هومن
کامران و هومن با سحر
کامران و هومن با حدیث
کامران و هومن با الهام
کامران و هومن با مهسا
کامران و هومن با نیلوفر
کامران و هومن با پگاه
کامران و هومن با پانیذ
کامران و هومن با مهرنوش
کامران و هومن با لی لی
کامران و هومن با تالین
کامران و هومن با یلدا
کامران و هومن با گیلوا
کامران و هومن با پرستو
کامران و هومن با آرام
کامران و هومن با هدیه
کامران و هومن با پیام
کامران و هومن با سوگول
کامران و هومن با ساقی نازنین و پارمیــــدا
کامران و هومن باســـــــودی
کامران و هومن با افـــــــروز
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل آذر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
پیوندها
داش متی جووووووووون
شکلک
دانلود موزیک مال خودمه*
مهدی جـــــــــون
مانی گــــــــــلم
چند کلمه خودمونی
شهـــــــــاب
کوله پشتی ، فرا
دوستـــدار((شادمهر))
طناز
جوانـــان زیر افتاب
رهــــا جون
محمد
اکستازی
محمدرضا
تقدیــم به 1 ((مسعود))
عســـــلی جونـم
ریحانه
فرناز جـــــــون
سبحان
ترانه ی سکوت
نوید و امید (یاسی جونم)
وینتری (تارا جون)
Need4FuN! (حسین)
درهم و برهم های زندگی من (آمیتیس)
دست نوشته های نگار جون
نوید و امید با خاطره جون
عروس شهر آفتاب
سبو
دنیای خنده (پسر خوب)
آریا پسر جنجالی بلاگفا
عاشق گم شده (سعید)
پسر آریایی
Stallian Download Center
نیروانا و نریمان
ساحل آرامش
کلبه عشق
ღღسکوت عشقღღ
نیلوفرانه (نیلو جوووووووون)
هیچکس
خیلی دوست دارمااااا باشه
رپ و درد دل و سر گرمی(مهیار متروک)
حوگل گوگولی
دختر شیطون
Mr.Lonely (سناتور)
مربيگري مجازي فوتبال
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :

میرحسین موسوی