![]() |
![]() |
|
| زندگی کوتاهتر از آن است که عشق ورزیدن را برای لحظه آخر بگذاریم... |
|
شلام و اینا هی روزگـارررررررررر دیدین دیدین چی شد ؟!؟! (چرا خالی میبندی یه هفتس مریض شدیم افتادیم گوشه اتاق نترسین بابا خوبم ااااا چرا گریه چشمتون روز بد نبینه تو عمرم حالم اینقد بد نشده بود قیافم که شده بود عین (نگم بهتره ولی خوب الان مثل اینکه راس راسکی خوف شدمممممممم و به دلایله کاملآ مخصوصی میدونم خیلی خوشحالین که حالم خوبه و گلی مثل منو از دست ندادین (بی تربیت گل میمون خودتیییییییی خوب بگذریم امتحانام که 1 بهمن فینیشید.منم طبق معمول تو خونه و از تنهایی احساس پوسیدگی بهم دست داد (ولی من بهش دست ندادمااااا خلاصه احساس پوسیدگیه روم اثر گذاشت و زنگیدم به فروغ اینا گفتم پاشین بریم بیروننننننن اونم امتحان داشت داشت مثل خر فیزیک میخوند (البته دور از جون گفت بذار فردا بعده امتحان باهم بریم بیرون منم کلی حال کردم دیدم آقاهه میگه امتحان چی داری گفتم ها الان اون بیچاره ها دارن دنباله نابغه ی زبانشون میگردن بعده امتحان هم با اون سرویسای گوسفندی بعدش همینطور که از سرما میلرزیدیم ولی خوب خیلی خوش گذشت
پی نوشت نامبر 1: راستییییی دیو چو بیرون رود فرشته درآید به به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت نامر۲ :
امروز جای من رفتین و مشت محکمی تو دهن آمریکا زدین دیگهههههههه
پی نوشت نامبر ۳ : نمیدونم چرا حس آپ ندالم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 8:15 بعد از ظهر توسط ستاره !!! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
...........سلام .............
........من ستاره ........... ...عشق زبان انگلیسی ... .....و معماری داخلی ...... ..ولی IT می خونم D: .... و مهم اینکه....عاشق خاطره های قشنگمم واسه همینم اینجارو ساختم تا با نوشتنشون باعث زنده موندشون بشم ..... دیگه اینکه ... دارم می نویسم تا ... تا بیشتر یاد بگیرم..... !! ......!!!....So....!!!.... >>>> HeLp Me <<<< |
|
RSS
|