![]() |
![]() |
|
| زندگی کوتاهتر از آن است که عشق ورزیدن را برای لحظه آخر بگذاریم... |
|
من اومدمممم
شلام شلام خوفین خوشین در سلامتی کامل به سر میبرین؟؟ هووووووو عزاداری هاتون قبول منم دعا کردین دیگهههه (نــــــــــــــــه خـــیر خیلی خوشحالم آخه می 2 نی آقا 2 تا برنامه بهمون دادن تو یکیش آزمون آی تی 1 بهمن تو اونیکیه 2 بهمن بود منم از مسئول رشتمون پرسیدم گفت همون 2 بیا ولی از اونجایی که خیلی باهوشم و از ..... بودن دانشگامون خبر داشتم 1 هم پاشدم رفتم البته حسم میگفت امروز امتحان نیستا ولی رفتم دیدم بــــــــــله همین 1 درست بود (خاک تو سر این حسم
بعدش که پاشدم برم برگمو بدم دیدم تو سالن۲ بچه های ما نیشستن و از قیافه هاشون کاملآ واضح بود که منتظر امداد غیبی هستن اها گفتم بخاری فک نکنید گازمون وصل شده هااااااا آقا بعده امتحان که اومدم بیرون دیدم همه بچه ها رو از محوطه شوتشون کردن بیرون فقط من تو محوطه بودم الهه هم که منو دید از پشت در بال بال میزد منم داشتم واسش کلاس میذاشتم و اینا که نگهبانه برگشت منو که دید گفت اینو چه سرخوشه (آخه داشتم حرکات موزون انجام میدادم این ترم که گذشت ولی تصمیم کبری گرفتم که ترم های بعد از اول ترم مثل بچه آدم بشینم درسمو بخونم که آخر ترم مجبور نشم یه ماه شب زنده داری کنم از نمره برنامه نویسیم میترسم آخه 4 واحدیه البته استاد ملیانی گفت بچه ها هرکی امتحانو از 14 12 بشه 6 نمره میان ترمشو کامل بهش میدم خدا کنه اگه 6 هم بشیم 12 نمره کاملو بده
راستی امروز تولد مائده جونمه (دوست صمیمی راهنماییم
ماهییی جونم تولدت مبارک
بسه دیگه زیادی وراجی کردم بریم سراغ جواب کامنت ها:
آها راستی از این به بعد لینک وب نفر اول و میذارم (وایییییی چقدر من خوبم
مهسا a : به نصیحتت گوش کردم سودی جون : دوس جونیم مرسی که میای شرمنده من این چند روز اینقدر سرم شلوغ بود و .... که نتونستم زیاد بیام پیشت جبران میکنم آبجیییییی کلاس برنامه نویسی قضیش فرق میکرد من خودمم چند جلسه سر کلاس غلامی رفتم : بابا فرنگییییی سبو : مرسی بابت متن های زیبات با اجازت یه عکس حسینی از وبت برداشتم امین : چجوریاست؟؟!؟! با اون اسم و قالب وبت اصلآ آدم تصور نمیکنه وارد همچین وب مذهبی و عرفانی شده بابا تو دیگه کی هستی؟؟؟ راستی قضیه ی اون کامنت خصوصیا خیلی جالب بود آخه اسم دوست منم شبیه همونه Ali.r : علی کوچولو خیلی شیطونیاااااااا ( خودش میدونه چرا حسین : جون دایی پیام نور خیلی با دبیرستان فرق میکنه خیلی سخته . راستی تولدتم مبـــــــــــــــــارک بخدا فراموش نکردما 19 دی 65 فقط اون روزش حواسم نبود که 19 دیه
صدف جونی : خوب خدارو شکر که بالاخره تونستی مرسی بابت لطفی که کردی خانومی من این قالبو خیلی دوس دارم واسه همینم سعی میکنم واسه رفع مشکلم از اون شکلکا کمتر استفاده کنم : قزبون دایی نظر لطفته (معلومه که خیلی واقع بینی مهرداد : بازم جای شکرش باقیه که گفتی با عروسکت بودم نگفتی با خودم بودم سپیده جون : علیک سیلام گوگولی مگولیه خودم راستی تو پست های بعدی میخوام یه عکس دسته جمعی از علوسکام (فرزندانم حدیث و امین : چشم منم لینکتون میکنم مرسی از لطفتون طناز جونی : خانوم نائب قهرمان مرسی بامرام حمید : حـــــــــــــالا ماه شدی (با تو نبودما نه تو بار اول مشکلت چی بود؟!!؟ همکلاسی : بابا منو قهر خانومیییییییییییییی (خوب خانومی دیگههه Shadmehr lover : بابا معلومه کجایی تو ؟؟؟ نکنه خدایی نکرده کارمند شدی مهرنوش : آخرش چی شد من بیمعرفتم یا با معرفت
همه با هم مهشاد : بخدا تقصیر من نیست آپه خودش طولانی میشه باور کن نازلی * مائده * سمانه * عاشق * تالین * تک و تنها واسه خودم * نازلی *
پانیذ * و ..... با تــشکــــــــــــر از شمـــــــــــا می خوام بگم منو تنها نذارین _________________________________________________ پ . ن 1 :الان 2 تا سه شنبه از اون سه شنبه ای که آقا خوشکله گفت مشکل قطع گاز حل میشه میگذره ولی همچنان .........
خبر آمد که گاز در راه است.
(هیئت منتظران گاز) پ . ن 2 : چند شب پیش خیلی دلم گرفته بود داشتم گریه میکردم ولی وقتی "با تشکر از شما" رو گوش کردما اینقدرررررررر آروم شدم (احساس میکنم تاحالا هیچ آهنگی به این قشنگی نگوشیده بودم که اینطوری آرومم کنه خیلی ممنونه بعدشم خیلی بهم چسبید.... پ . ن 3 : بچه هایی که لینکم کردن یا مایل به تبادل لینک هستن بگن تا لینکشون کنم. آخه از این بعد بعده آپیدن فقط به بچه هایی که تو لینکم هستن خبر میدم. بد نگین بی معرفت شدی.......
بوس بوس بابای
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط ستاره !!! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
...........سلام .............
........من ستاره ........... ...عشق زبان انگلیسی ... .....و معماری داخلی ...... ..ولی IT می خونم D: .... و مهم اینکه....عاشق خاطره های قشنگمم واسه همینم اینجارو ساختم تا با نوشتنشون باعث زنده موندشون بشم ..... دیگه اینکه ... دارم می نویسم تا ... تا بیشتر یاد بگیرم..... !! ......!!!....So....!!!.... >>>> HeLp Me <<<< |
|
RSS
|