![]() |
![]() |
|
| زندگی کوتاهتر از آن است که عشق ورزیدن را برای لحظه آخر بگذاریم... |
|
ســـــــــــــــــلام چطورین !!!
بچه ها من دیگه کلاس هام شرو شده البته قرار بود دیگه آپ نکنم (تیریپ بچه کنکوری و...)
دیر به دیر آپ میشم !!!
این بار بیوگرافی کامرون کارتیو رو آماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد !!!! نام : کامرون کارتیو متولد : نهم ـ آوریل ـ سال ۱۹۷۸ خانواده : پدر و مادر ـ برادر بزرگتر ( الک کارتیو محل زندگی : استکهلم سوئد فیلم مورد علاقه : گلادیاتور ـ تروی غذای مورد علاقه : pasta carbonara ورزش مورد علاقه : تنیس
کامرون کارتیو در نهم آوریل سال ۱۹۷۸ در ایران ـ تهران متولد شد . در سن ۷ سالگی باخانواده اش بهاسپانیا مهاجرت کرد و بعد از مدتی نیز به سوئد رفتند ! در سوئد در سن ۱۳ سالگی کار هنری خود را با نواختن پیانو آغاز کرد و در نواختن پیانو به موفقیت هایی دست یافت . سپس او به گروه هیپ هاپ محله خود ملحق شد و بعد از آن برای مدتی نیز با آرش همکاری های کوچکی داشت ! (( آرش و خانواده کارتیو در یک محله زندگی میکردند !! و با هم دوست بودند ! )) و نیز بعد از آن کامرون کار خود را با نوازندگی استدیویی و نوشتن آهنگ و ملودی ادامه داد و سرانجام در سال ۲۰۰۳ هنرمندی شد که دیگر حالا به صورت انفرادی و تک نفره میخواند در طول آن سالها منبع الهام او هنرمندان دهه ۸۰ و90 بودند وبطور کلی تحت تاثیر هنرمند فرانسوی Jean Michel Jarre و گروه آلمانی Modern Talking بود
اولین آهنگ تک نفره کامرون به نام Roma از آلبومش به نام بدون مرز ( Borderless ) توسط خود کامرون نوشته و اجرا شد و جالبه که بدونید این آهنگ به طور کلی دارای هیچ مفهوم کلی و خاصی نیست و در این ترانه کلمه هایی وجود دارند که معنی مشخصی ندارند و کسی جزء کامرون معنی آنها را درک نمی کند ! درهرصورت این آهنگ و در ادامه آلبوم وی که شامل ۱۱ آهنگ می باشد توسط شرکت سونی ام جی تست و پذیرفته و در نهایت تهیه شد و آهنگ Roma به مدت هفت هفته در جدول تاپ تن سوئد در میان پر فروش ترین ها قرار داشت !!!
![]() دومین آهنگ وی با نام Henna به صورت دو نفره و با همکاری خواننده مشهور عرب خالد
در هر صورت کامرون همچنان به کار هنری خود ادامه خواهد داد و امید به روزی دارد که به عنوان یک هنرمند مردمی پذیرفته شود و بتواند با موزیکش شادی و سعادت را به شنوندگانش هدیه دهد و آرزو دارد که پیام آور موزیکی بدون مرز باشد !
نیدونم این بلاگفا چشه این روزا تو وب هرکسی میرم باید” n تا نظر بدم تا شاید 2
تاش ثبت شهه
اگه کامنت های منو تو وبتون ندیدین فک نکینین بیمرام شدم و .... به همتون سر میزنم
بچه ها جک مک دسته اول دارین بگید همه جکام ته کشیده فقط لطفآ جک ها +18 نباشه اونوقت من نیتونم بخونم (تیریپ مثبت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط ستاره !!! |
|
|
شرکت کننده ها واسه کنکور آزمایشی شرکت کرده بودن آخه من که تو اون 2هزار نفری که حوضه امتحانمون یکی بود هرکسی رو میدیدم سال سوم بود!!!!! عمومی هاش که آسون بود اگه وقت کم نمی آووردم میتونستم خوب بزنم آقا از 75 دقیقه وقت من 20 دقیقه دیر تر از بچه ها دفترچه ی سوا ل هارو گرفتم مزاقبهای .....شون دفترچه ی اقلیت های دینی رو آوورده بودن واسم بابا من اصلآ قیافم به اقلیت میخوره حتمآ اقلیتی دیگه تا سوالهای خودتو بیارن (یعنی اینقد حالیش نبود که سوال های گروه های مختلف فرق داره حتی ادبیات و ... که یکی بود ترتیب سوال هاش فرق میکرد) 10 دقیقه فقط داشتم حالیشون می کردم حالا 10 دقیقه هم چرت زدم تا حاج خانوما یه دفترچه لطف کنن واسم بیارن هیچی دیگههههههه خلاصش تا گرفتم شروکردم اول زبان بعدش ادبیات بعدشم بینشو زدم عربی هم چند تاشو زدم که وقت تموم شد ولی جاتون خالی حســـــــــابی واسه اختصاصی وقت اضاف داشتم تندتند جواب دادم؛ جونه عمم) خوب بود با خودم خوراکی برده بودم حوصلم سر نرفت سر جلسه (ولی کاش تخمه هم میبردم میچسبیدتقلب مقلب هم عمرآ (نکته
کمه کمش میشه 0%
بچه ها میدونستین که تو هیچ جای دنیا دانش آموزاش و .. مثل بچه های ایرانی اهل تقلب نیستن مثلآ یکی از معلمامون تعریف میکرد که یکی از همکاراش پسرشو واسه تحصیل فرستاد آلمان ولی بعد چند ماه بهش خبر دادن پسرشو از دبیرستان اخراج کردن
بچه های دبیرستان یه عادت خیلی زشتی پیدا کردن مدیره گفت از وقتی که پسرتون اومده اینجا همه ی بچه ها کم کم داشتن به تقلب کردن عادت می کردن واسه همین مام مجبور شدیم اخراجش کنیم تا این عادت زشت بین دانش آموزامون رواج پیدا نکنه
ازمون آزمون بگیره بعد برگه ها رو که پخش کرد واسه خودش راه افتاد رفت بیرون هممون از تعجب شکه شده بودیم یه چند دقیقه اولش تو جو (با فرهنگی و تیریپ مثبت و از این حرفا ) بودیم !!!!!! ولی دیدیم نه !!!! نمیشه ؛ عین این بی جنبه ها شیرجه رفتیم رو برگه های هم جاتون خالی تا تونستیم کپی و پیست
حفظ کنید*
بودم؛ عمرآ سرمو از برگه بالا نمی آووردم ولی سوم واااااااا فکر نکین سوم تقلبی شدم !!! منظورم این بود سوم دیگه زیادی مثبت شدم آووردم * سرم تو کتاب و جزوه ی خودم بود
غیبی نمون که عمرآ بهت نمیرسه مــــــــــــادر
آها یه چیز دیگه !!! خواهرم اینا که دبیرستان بودن دبیر بینششون (خانم امامی )بهشون گفت من یه آمار گیری می خوام انجام بدم و یه برگه بهشون داد پر کنن (می خواست ببینه چند درصد بچه ها اهل تقلب هستن) بهشون گفت بچه ها لطفآ این برگه رو با صداقت پر کنین مطمئن باشین به گوش کسی نمیرسه !!! اونام همشون با صداقت پرش کردن یه هفته بعدش یکی از بچه هاشون که داشت رادیو میگوشید یهو دید گزارشگر رادیو میگه : طی آمارگیری سرکار خانم امامی 80% دانش آموزان دبیرستان نبوت اهل تقلب می باشند !!!!
بچه ها حالا شما کدوماتون اهل تقلبین؟(منم قول میدم به گوش کسی نرسه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 8:50 قبل از ظهر توسط ستاره !!! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
...........سلام .............
........من ستاره ........... ...عشق زبان انگلیسی ... .....و معماری داخلی ...... ..ولی IT می خونم D: .... و مهم اینکه....عاشق خاطره های قشنگمم واسه همینم اینجارو ساختم تا با نوشتنشون باعث زنده موندشون بشم ..... دیگه اینکه ... دارم می نویسم تا ... تا بیشتر یاد بگیرم..... !! ......!!!....So....!!!.... >>>> HeLp Me <<<< |
|
RSS
|