![]() |
![]() |
|
| زندگی کوتاهتر از آن است که عشق ورزیدن را برای لحظه آخر بگذاریم... |
|
آخ چه حــــــــــــــــــالی میده آدم بعده چند هفته یه وقت آزاد گیر بیاره بشینه پای
کامپیوتر ؛ کانکت شدم طبق معمول اولین کاری که بعد از کانکت شدن میکنم وبلاگمو بازش
کردم و آی دیمو هم اینویز باز کردم ببینم چه خبره ؟؟!!!!
به کانتر که نیگا کردم یه نکته ی مهمی کشف کردم !!! اینکه فقط تو این چند هفته وبلاگم بالای
700 تا بازدید داشت ولی فقط 70 نفر از این 700 نفر نظر دادن پس واقعآ جا داره از ا ین 70 تا با مرام تشکر کنم
به وبلاگهای بروبچ که یه سری زدم دیدم همه آپ کردن جو گیر شدم گفتم منم یه آپی بکنم (یه
آپ مخصوص واسه تبریک به بروبچ استقلالی (مخصوصآ داداشیم و خودم ) . بچه ها
تبریکاتونو میتونید تو این پست بهم بگید
شرمنده بچه ها اگه خیلی دیر به دیر آپ می کنم ؛ دیگه کم کم دوره ی درسامو شروع
کردم بخاطر همین وقت نمی کنم آپ کنم
آقا منو بهار و ملودی گفتیم تیریپ مثبت بیایم و جمعه ها بریم کتابخونه از صبح تا غروب اونجا
باشیم و با هم درسامونو دوره کنیم (نکته اخلاقی ) آخه ناسلامتی نهایی داریم یکم
تفکریدیم دیدیم هیچ کدوممون عضو نیستیم رفتیم کلی دوندگی کردیم تا عضو شیم (افه ، شما
باور نکنین دوندگی کجا بود ).حالا بعد اینکه عضو شدیم و کارت هامونو گرفتیم پرسیدیم جمعه
ها ساعت کاریتون چند تا چنده؟؟؟ خانومه گفت اینجا جمعه ها تعطیله!!!!!!! خفن ضایع
شدیم خداییش آخه ما قرار بود فقط جمعه ها بریم کتابخونه( آخه جالبش اینجا بود که
مامانامون گفتن خوب برین خونه هم ، دیگه واسه چی کتابخونه؟؟؟ مام افه اومدیم گفتیم نه تو
کتابخونه تمرکزمون به درس بیشتره تو خونه ورجه وورجه می کنیم نمیتونیم درس بخونیم )
(نکته اخلاقی: به حرف مامانامون گوش بدیم تا اینطوری با خاک یکی نشیم)
آخه خیلی بده آدم در آن واحد جلو 3 نفر ضایع شه کتابداره ؛ مامانامون ؛ اونایی که وقتی اون
سوال تخصصیمونو پرسیدیم تو کتابخونه بودن معلوم نیس چقد بهمون خندیدن ( اینا که الان
بیشتر از 3 نفر شدن ).
واسه امروز یه چند تا عکس تکه تک و باحال واستون میذارم که مطمئنم خوشتون میاد
.(هیچ جایی هم غیر اینجا گیرتنمیاد )
اینم یه عکس تـــــوپ ، از کامران و هومن و مهدی مهدوی کیا ؛ باورتون میـــشه !!!!!
چند تا از بچه ها ازم خواسته بودن تا از پدر و مادر کامران و هومن عکس بذارم
این هم هومن گل با باباش و عسل
این یکی هم کامران و هـــــــــــــومن و مامان گلشون
کامران و هومـــــــــــــن با خواهرشون کتی !!!!
اینم تاریخ کنسرت های کامی و هومی که یکی از بچه خواسته بود واسش بذارم البته بیشترشون تاحالا برگذار شدن ؛
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط ستاره !!! |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 1:52 بعد از ظهر توسط ستاره !!! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
...........سلام .............
........من ستاره ........... ...عشق زبان انگلیسی ... .....و معماری داخلی ...... ..ولی IT می خونم D: .... و مهم اینکه....عاشق خاطره های قشنگمم واسه همینم اینجارو ساختم تا با نوشتنشون باعث زنده موندشون بشم ..... دیگه اینکه ... دارم می نویسم تا ... تا بیشتر یاد بگیرم..... !! ......!!!....So....!!!.... >>>> HeLp Me <<<< |
|
RSS
|